گزارش بازارامروزشنبه ۱۴مهر۱۴۰۳
شش قفله در فروش !
روزهای سرد و بی رمق شش قفله ای را شاهدیم … یادالفرد هیچکاک می افتیم که همیشه کاری میکرد تعلیق از تحقق یک رویداد ترسناک تر باشد و امروز دراین تعلیق گرفتار شدیم …
امروز شنبه نیمههای مهر بازار را در حالی آغاز کردیم که سیاست و سایه های ترس و جنگ لعنتی دست از سر بازار برنمیدارد و همچنان تردید و تحولات مختلف سیاسی و صد البته سایه درگیری نظامی روی سر بازار قرار دارد و این حس تعلیق ترسناک ترسش از تحقق به عمل رسیده بیشتر است. حس تعلیق لنگ در هوا بودن که نمیدانیم چه میشود و چه اتفاقی در انتظار بازار است و این بدترین نوع شرایط فعلی است که در آن قرار داریم چرا که یک عامل بیرونی با مختصات بیرونی که بازار هیچ تسلط و حتی تحلیل درست و اطلاعاتی در مورد او ندارد فضای بازار را درگیر کرده و این شرایط را به وجود آورده …
البته از دید بسیاری آخر هفته کم خبر کم افت و خیز و آرامی را سپری کردیم ما هیچکس نمیداند چند ساعت بعد چه اتفاقی رخ میدهد و همین موضوع باعث شده جریان تقاضا یشتر تماشاچی و نظارهگر بازار باشد و کسی کار خاصی را انجام ندهد. در دنیای سیاست توپ در زمین طرف مقابل است و همه منتظر واکنش اسرائیل و البته از سمت ایران چه در نماز جمعه و چه در سفر وزیر خارجه سیگنالهای بسیار روشن و قوی ارسال شد که ایران اهل درگیری نیست اما ماجرا این است که طرف مقابل که این بلبشو وضعیت را به وجود آورده اهل حرف حساب و منطق نیست … نکته دیگر که شاید این شرایط و فضای تعلیق را در وضع فعلی بیشتر نشان میدهد سیاست اعلام شده از سوی ایران است که شاید در نگاه اول بسیاری آن را معقول و منطقی قلمداد میکنند اما از دید اقتصادی همان فضای تعلیق را یادآوری میکندبه طوری که این امر بر همه مسلم شده که حتی اگر طرف مقابل حملهای را هم صورت دهد ممکن است پاسخ این طرف بلافاصله و با سرعت نباشد این حس تعلیق موجب این میشود که یک ترس درونی در دل بازار وجود داشته باشد و جریان پول قدرتمند و قوی کمتر تمایلی به ورود به بازار بگیرد هیچ چیز مشخص نیست و همین شرایط و همین سردرگمی باعث بروز چنین فضایی در بازار شده و انگیزهها را کشته است … تازه چشم بر هم بزنیم انتخابات امریکا از راه میرسد و دوباره یک چالش دیگر بازار به واقع اسیر و گرفتار این شرایط شدن است اما تمام حرف ما این است که دست روی دست گذاشتن و کاری نکردن بدترین کار است …
اماچه باید کرد ؟!
به نظر هر طور شده باید از این بنبست خارج شد اما قبل از آن باید دید فضای کلی بازار چه شرایطی را دارد ؟ برخی خوب و برخی جذاب نیست … اول این را هم با هم مرور کنیم … در نرخ سود همچنان اعداد بالا اعلام میشود و انگیزه و حرکت و حرف و سخنی برای کاهش آن نیز دیده نمیشود … پس موضوع فقط بحث نظامی نیست این طرف هم سایه بمب های سنگر شکن از جنس نرخ بهره بازار را رها نمیکند … از سوی دیگر در نرخ نیما به نقطهای رسیدیم که شاید اگر چند ماه قبل از آن صحبت میکردیم یک رویا بود اما تحولات ارز توافقی در اکثر صنایع و افزایش نرخ نیمای پتروشیمیها فضای مثبتی را از این نظر برای بازار رقم زده … از سوی دیگر در گزارشها نیز احتمالاً از دو هفته آینده بیشتر میشود و میتواند عامل مهم و موثری در بازار باشد …
اما آیا این موارد میتوانند عاملی برای حرکت و فرار از این فضای فعلی بازار شوند ؟! به نظر اینطور نیست… ولی آیا با ترکیبی از اتفاقات و رویدادها میتوان از این شرایط عبور کرد ؟ قبل از هر چیز بهتر است ببینیم مسیر عبور از این شرایط چیست اما قبل از آن باید با خود بپذیریم که جریان پول قوی راهی بازار نشده و حتی همین جریان پول فعلی نیز کم کم از تحولات کمی ترسیده و آن جنب و جوش سابق را ندارد پس کار بازار سختتر میشود چرا که قطعاً باید جریان کمک پول بیرونی به سراغ بازار بیاید و البته طبق آخرین شنیدهها و اخبار صندوقهای توسعه و همچنین توسعه بازار و تثبیت دست به کار شده و این جریان پول را اهی بازار میکنند ولی نحوه و عدد آن هم مهم است .
اما به همین نقطه که میرسیم کمی صبر کنید چرا که با یک دوراهی دردناک مواجه میشویم که تصمیم گیری در آن بسیار سخت و دشوار است حقیقتاً اصلاً دوست نداشتیم جای مسئولان تصمیم گیر در این حوزه باشیم اما باید بدانیم که چه چیزی پیش روی ماست اگر جریان پول بیحساب و منابع لایتناهی و فضای مثبت پیش روی بازار بود با خیال راحت میگفتیم با همین دامنه یک و یک و با شرایط فعلی دل به دریای بازار بزنید و حمایت کنید اما حقیقتاً اینطور نیست و این جریان پول همیشه محدود بوده بدتر از آن اینکه نمیدانیم در چه فضایی قرار داریم و اصلاً چند ساعت دیگر چه چیزی در انتظار ماست …
یکی میگفت بهترین کار کاری نکردن است یعنی بگذاریم زمان همه چیز را حل کند که البته قربانی بزرگ این طرح قطعاً نقد شوندگی بازار است اما از اون سو قیمتها نیز خیلی کم نمیشود و کسی ضرر نمیکند … یک طرز فکر دیگر این است که با قدرت با همین پول فعلی که احتمالا میرسد به دل صفهای فروش بزنیم و بازار را متعادل کنیم طرز فکری که به شکل جدی در حال حاضر وجود دارد اما حقیقت امر کمی از بیان این موضوع میترسیم … با اینکه خیلی دوست داریم چنین اتفاقی رخ بدهد اما معتقدیم به دلیل عدم اصلاح قیمت جدی بعد از رشد اخیر و همچنین باقی ماندن ابهامات و ریسکهای سیاسی خالی کردن خشاب نقدینگی در این شرایط در بازار شبیه گذاشتن رگبار مسلسل و تیراندازی در فضای کور و تاریک است که احساس میکنی بیشتر خشابهای ما را خالی میکند و نتیجه نخواهد داد و احتمالاً فروشندگان در سمت فروش قویتر ظاهر شده و از این فرصت استفاده کرد و از فردی فعال به تماشاچی تبدیل میشوند باز هم تاکید میکنیم اگر واقعاً دستتان پر است و ۲۰ تا ۳۰ همت جریان پول را در اختیار دارید بسم الله ولی با ۵ ۶ همت نمیتوان به جنگ این فضای تعلیق وار رفت . برخی دوران سلیمانی را با این مقطع مقایسه میکنند که به نظر مقایسه درستی نیست چه زمانی چه نوسانی چه قیمتی و چه فضای زود حل و فصل شدن آن بحران ، باعث شده است تا این شرایط شبیه آن روزها نباشد اما راه چاره چیست و اینجاست که به آن دوراهی دردناک میرسیم … تا به اینجای کار راه حل این بود که یا رها کنیم که خودش خشک بشود و بیا فتد یا بیوقفه پول تزریق کنیم اما راه دیگری وجود دارد که ترکیبی از این موارد است اما به نظر مسیر دردناکی است …
در بالا نیز عرض کردیم که در جریان قرار گرفتیم که هم از سمت وزارت اقتصاد و سایر وزارتخانهها و دولت به نهادهای مختلف و چه از سمت صندوق توسعه ملی در قالب حمایت از بازار برای فرار از بحران فعلی دستوراتی داده شده اما به شرایط فعلی نگاه کنید ؟! در فضای تعلیق گونه و مبهم سیاسی فعلی قاعدتاً قدرت تصمیم گیریها کاهش مییابد حرف این است که این جریان پول وقتی میتواند موثر و قوی باشد که اصلاح قیمت نسبی در کنار تحولات بنیادی هم قرار گرفته و توجیه کننده مسیر فعلی باشد در روزهای میانه مرداد بعد از هنیه تزریق پول به این واسطه توانست موفق و قوی عمل کند چرا که جریان بنیادی هم توجیه کننده آن بود افت قیمتها نیز به واسطه دامنه نوسان بالا جدیتر شده بود و بازار به تعادل رسید اما در حال حاضر ما فقط اصلاح زمانی را میبینیم و اصلاح قیمتی صورت نمیگیرد و خبرهای بنیادی هم کم است و تا وقتی فضای تعلیق خبرهای سیاسی روی سر بازار است تزریق پول به این بازار نمیتواند تحول شگرفی را به وجود آورد و انگیزه لازم برای برگشت تمام عیار را رقم نمیزند
برای همین است که بیان میکنیم در سر یک دوراهی دردناک قرار گرفتیم که باید تصمیم گیری کنیم به نظر منطقیترین کار و عاقلانهترین کار این است که به دامنه نوسان فرصت بدهیم که در بازار نمود پیدا کند از سوی دیگر جریان پول را با قدرت در بازار به گردش بیندازیم و از سوی دیگر به گزارشهای ماهانه و اخبار اقتصادی و تحولات دلخوش باشیم که جمیع این اتفاقات برگشت بازار را رقم بزند و معتقدیم در این شرایط حتی جریان پول کمتری هم برای تزریق به بازار شکل میگیرد و البته این ماجرای یک ریسک بزرگ دارد برگشت به دامنه نوسان ۳ درصد و وقوع یک اتفاق و رویداد خاص باعث خواهد شد دوباره گرفتار صفهای فروش و افت قیمت شویم و این دقیقاً نقطهای است که تصمیم گیری را دردناک میکند و تلخی و شدت ماجرا آنجاست که این اتفاق مشخص نیست چه زمانی به پایان میرسد!!
شاید اگر شما جای رئیس جدید سازمان بودید و آن هجمههای قبل وجود داشت و فضای فعلی را میدیدید برای فرار از فشار روانی و رسانه عدم تغییر دامنه نوسان و تزریق منابع منطقیترین کار باشد اما ممکن است این موضوع پاسخگوی شرایط نباشد و دوباره به نقطه عدم تعادل برسیم تصمیم شجاعانهتر تصمیمی ناشی از تغییر دامنه نوسان و ترکیبی از تزریق جریان پول و اخبار مثبت است که فرق این موضوع با دفعه قبل این است که ممکن است به واسطه رسیدن اخبار منفی فضا کمی پرچالشتر و زیان بیشتر شودو در کنار این بسیاری هم توصیه میکنند تا وقتی طرف مقابل هیچ اقدامی نکرده ماندن در همین شرایط و شاید خرید حجم مبناها و افت آرام و اصلاح زمانی منطقیترین کار باشد به هر حال کلاف سردرگمی است شرایط معاملات و با اینکه فشار فروش امروز شاید اندکی فقط اندکی کمتربود اما همچنان وجود دارد خوب میدانیم که ممکن است این نظرات مورد قبول بسیاری نباشد به خصوص سهامداران داغ دیده بازار که مدام زیان را تجربه کردهاند اما بهتر است به شکل واقعی با فضای فعلی برخورد کرد و از تصمیمگیریهای احساسی دور بود …
اگر واقعاً سازمان بتواند تجهیز نقدینگی و همدلی و همراهی مثال زدنی حقوقیها را شکل دهد که شاید در این شرایط ماندن در دامنه یک و تزریق بیوقفه پول در کنار اخبار مثبت به متعادل شدن بازار کمک کند اما اینکه فضا مثبت شود و به رشد های مانند چند هفته قبل برگردیم به نظر نیاز به اتفاقات قویتری دارد…
حقیقت امر یک نکته را به عنوان نکته آخر بیان کنیم که عقیده شخصی و واقعی ماست و آن هم این است که به جد معتقدیم با توجه به اینکه چارهای جز افزایش نرخ نیما و متعادل کردن آن ، نرمال سازی نرخ بهره، نوشتن یک بودجه نرمال و تن دادن به شرایط صحیح و درست تصمیمگیریهای اقتصادی وجود ندارد که به تبع این موارد گزارشها و وضعیت بنیادی شرکتها نیز بهتر میشود در یک گذر زمان وضعیت بازار را وضعیت منطقی و مناسب و جذابی میدانیم و اگر هم این موارد بیان میشود قطعاً دید کوتاه مدت را میبیند و نگاه میان مدت و بلند مدت رد شدن از این قیمتهاست … از همین رو واقعاً نگران اوضاع بلند مدت و میان مدت بازار نیستیم مگر چرخش در تصمیمات اقتصادی و تاکید روی مسیر غلط را شاهد باشیم اما در کوتاه مدت فضای تصمیمگیریها بسیار سخت و خاص و دشوار شده و این موضوع خود را در تابلوی معاملات نیز به ما نشان میدهد . البته این را در نظر بگرید که در مخیله هیچ یک ازما هیچ نقشی از جنگ وجود ندارد …