گزارش بدون بازار امروز یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
در ادامه بحثهای مربوط به بازگشایی بازار که دیروز در گزارش بدون بازار نوشته شده بیان شد امروز سراغ عامل دومی میرویم که نقش مهم و حیاتی در تعیین تکلیف بازار و بازگشایی آن دارد و آن هم موضوع مهم شفاف سازی شرکتها ناشی از آثار جنگ است
این بسیار طبیعی و حق سهامداران است که بدانند شرکتی که در آن شریک هستند چه اثری از جنگ خواهد گرفت و به طور کلی به این موضوع برسند که آثار جنگ روی سهمی که دارند چه خواهد بود و چه عجیب که همه روی این موضوع به عنوان یکی از اصول اولیه و پیش نیاز اصلی بازار
برای بازگشایی تاکید میکنند اما از آن سو به دلیل مسائل امنیتی و اتفاقات و چالشهای احتمالی ناشی از سوء استفاده دشمن و یا حتی سوء استفاده داخلی این موضوع به حاشیه رفته و در کمترین بخش مورد توجه قرار میگیرد و در واقع ما شاهدیم که همچنان شرکتها شفافسازیهای گنگ و مبهمی را منتشر کرده و تازه شرکتهای بزرگ و اصلی بازار هم خیلی چیزی را بیان نمیکنند این حق سهامداران است که بدانند چه وضعیتی در برق و گاز خواهند داشت حوزه بستهبندی و مواد اولیه چه خواهد بود و مواردی از این دست اما با جملاتی مبهم مواجه شده که صرفاً اشاره میکند احتمالاً عملکردها با آنچه پیش بینی میشود متفاوت خواهد بود
در حال حاضر ۴ دسته شرکت در بازار طبقهبندی میشود که آثار جنگ و تبعات آن را با خود همراه دارند طبقه اول طیف محدود و کمتر است ۲۰ شرکت بازار هستند که تا حدودی میتوان گفت مورد اصابت مستقیم قرار گرفته و احتمالاً عملکرد آنها با چالشهای متفاوتی همراه است قاعدتاً این شرکتها در صف بازگشایی هم انتهای صف قرار دارند و صد البته برای تصمیم گیری سهامداران نیاز است که به طور جدی ابعاد این آسیب روشن شود نکته اصلی این است که این شرکتها وزن بالایی در پورتفوی افراد حقیقی و حقوقی و صندوقها دارند
دسته دوم طیفی از شرکتها هستند که به طور غیر مستقیم ز تبعات جنگ آسیب میبینند آنها مورد اصابت قرار نگرفتند اما آثار جنگ به طور جدی در آنها وجود دارد و شاهد خواهیم بود که احتمالاً توقف طولانی مدتی را نیز ممکن است داشته باشند یا بسیاری از آنها با کمبودهای مواد اولیه و خوراک مواجه میشوند و به طور کلی این دسته طیفی است که شفاف سازیهای دقیقتری را برای تعیین تکلیف سهامداران داشته و باید اذعان داشت طیف بزرگ و وسیعی از شرکتهای بازار مشمول این موضوع هستند که اتفاقاً
این بار نیز باید گفت این شرکتها اکثراً شرکتهای بزرگ و قوی بازار بوده و فضای پورتفوی اکثر سهامداران را اشغال کرده طیف سوم طیف بزرگتر و پرتعدادتر نمادهای بازار هستند که اثرپذیری ظاهراً کم و یا صفر را جنگ میگیرند اما آثار ثانویه جنگ روی آنها مشخص است مثلاً مشکلاتی مثل قطعی آتی برق و گاز یا مشکلات بستهبندی و مواردی از این دست این گروه اکثر نمادها و صنایع بازار را شامل میشود که نیاز به شفاف سازی بیشتر برای این دارند که در منفی بازار خیلی قربانی جنگ و آثار آن نشود اما بر هیچکس پوشیده نیست که به هر حال آنها نیز در ادامه با چالشهایی مواجه خواهند شد و شاید گزارشهای آتی ماهانه روشن کننده این موضوع شود
دسته چهارم هم دسته شرکتهایی هستند که از این موضوع آثار مثبتی را میگیرند و به نظر اتفاقات خوبی برای سودآوری آنها میتواند رخ دهد که حتماً میتوان به ۴ الی ۵ گروه در بازار اشاره کرد و از هر طیف و صنعتی نیز میتوان سراغ برخی شرکتهای آن رفت به هر حال این طبقهبندی نیازمند شفاف سازی دقیقتر برای این خواهد بود که تکلیف بازار با این نمادها روشن شود
و حالا دو مطلب در تکمیل بحث بالا بیان میشود مطلب اول اگر شفاف سازی کامل و روشن نباشد چه اتفاقی رخ خواهد داد طبیعی است که واکنش بازار هم روشن است و با شدیدترین و منفیترین حالت ممکن با ماجرا برخورد کرده و شاهد فشار سنگین فروش در اکثر نمادهای بازار خواهیم بود و این فشار اولیه در اکثر شرکتها به چشم خواهد آمد چه از جنگ تاثیر بگیرند یا نگیرند …
پس ابهام در حال حاضر باعث خواهد شد بازار با تلخترین و بدترین سناریو به استقبال بازگشاییها برود و این زحمت نهاد ناظر صندوقهای حمایتی را بیشتر خواهد کرد
نکته دوم شما تا زمانی میتوانی ابهامات را پنهان کنی و یا از آن حرف نزنی ؟! با گزارشهای ماهانه چه میکنی از اثر محاصره دریایی در فروش یا آثار جنگ در فروش شرکتها که نمیتوانی چشم پوشی کنی به هر حال دیر یا زود واقعیت خود را نشان خواهد داد اما تمام ماجرا این است که این موضوع کی به صورت بازار میخورد معتقدیم تجربه قبلتر به ما نشان داده بازار در چنین مواقعی بدترین شرایط را لحاظ میکند و منتظر نتیجه واقعی مینشیند و این دقیقاً همان سناریوی تلخی است که معتقدیم باید با شفاف سازیهای کامل برطرف گردد.
و در جمعبندی این بخش بار دیگر بیان کنیم که عدم شفاف سازی روشن و کامل در بازار در نهایت به زیان سهامداران و همه ذینفعان تمام خواهد شد و البته حاکمیت هم باید بپذیرد وقتی میخواهد به دلیل مسائل امنیتی و سیاسی موضوع پنهان بماند باید هزینه آن را نیز پرداخت کند چیزی که تا این لحظه کسی زیر بار آن نرفته و انجام نشده است.
و اما سراغ نکته تکمیلی امروز در بخش دوم میرویم و آن هم موضوع اعتباریهاست یک نکته را قبلتر بیان کنیم اعتبار کارگزاریها ارتباطی با سازمان بورس ندارد و رابطه بین بانک و کارگزاری و مشتریان است اما در جریانیم که سازمان بورس تلاشهایی برای کاهش هزینه بهره انجام داده و این نکته را نیز تکمیل کنیم که احتمال بخشودگی جریمهها یا دیرکردها وجود دارد و یا حتی نرخ اندکی کاهش یابد اما احتمال بخشودگی نرخ بهره اتفاقیست که خیلی در سیستم بانکی رخ نداده و بعید است چنین چیزی محقق شود اما این موضوع آثار شگرفی بر شرایط سهامداران خواهد داشت.
یک نکته بسیار واضح و روشن وجود دارد با توجه به گارد فعلی بازار طبیعی است که در روزهای ابتدای بازگشایی همه سهامداران بخواهند اعتبار خود را کم کرده و از همین رو فشار فروش به بازار زیاد میشود
این هم بخش دیگری از هنر نهادها و صندوقهاست که از مارجین شدن این دسته از سهامداران جلوگیری کند و البته عدد و رقم دقیق و مشخصی بابت آن وجود ندارد اما برخی برآوردها از عدد احتمالی ۳۰ همتی برای کاهش اعتبار و تسویه آن صحبت میکنند.
نکته بسیار مهم این است که اگر موضوع تسویه اعتباریها در بازار حل نشود آثار این خرابی تا مدتها همراه بازار خواهد بود و شرایط تلخی را برای بسیاری از سهامداران که از قضا فعالان همیشگی بازار هستند رقم میزنند در مورد اهرمیها نیز موضوع شبیه این است با چالشهای بیشتر که در مطلبی جداگانه در مورد صندوقهای اهرمی و سهامی به آن پرداخته میشود اما همین بس که بدانیم چالش اعتبار و اهرمیها یکی از چالشهای مهم بازار است که اگر منابع لازم برای خرید سهم در بازار وجود نداشته باشد آسیب عجیبی به خود بازار و سهامداران خواهد زد


